شمس الدين محمد بن محمود آملي

471

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

پس شظيه ارتفاع را بر پشت اسطرلاب بر مثل آن ارتفاع نهند و اسطرلاب بگردانند چنان كه پهلوى بآفتاب بود تا سايه لبنه بر عضاده افتد چنان كه از هيچ طرف منحرف نشود نگاه كنند تا طرف سايه بر كدام خط افتاده است و بر آن خط چه عدد نوشته‌اند آن عدد ساعات گذشته از روز بود و چون ساعات مستوى معلوم شود و خواهند كه بساعات معوج كنند ساعات مستوى را در 15 ضرب كنند و اگر به آن دقايق بود هر چهار دقيقه را يكى گيرند و همه را جمعكنند تا داير معلوم شود . پس داير را بر اجزاى ساعات روز يا شب قسمت كنند تا ساعات معوج معلوم شود و اگر ساعات معوجه معلوم باشد و خواهند كه ساعات مستويه معلوم كنند آن را در اجزاى معوجه ضرب كنند تا داير معلوم شود و داير را بر پانزده قسمت كنند تا ساعات مستوى معلوم گردد . فصل ششم در معرفت خانهاى دوازده گانه و استخراج طالع سال مستقبل از سال ماضى چون درجه طالع را بر افق شرقى نهند آنچه بر افق غربى افتاده باشد درجه سابع بود و آنچه بر نصف النهار افتد فوق الارض درجه عاشر و تحت الارض درجه رابع بود و اين‌ها اوتاد باشند : پس درجه سابع بر خط دويم ساعت زمانى نهند آنچه بر خط نصف النهار فوق الارض باشد درجه يازدهم بود و آنچه تحت الارض درجه پنجم پس درجه سابع را بر خط چهار ساعت زمانى نهند آنچه بر خط نصف النهار بود فوق الارض درجه 12 بود و تحت الارض درجه 6 . پس درجه طالع را بر خط دهم ساعت زمانى نهند پس آنچه بر خط نصف النهار